Ladda ner PDF
Tillbaka till listan med berättelser

داستان مالک

Skriven av LIDA Italia

Illustrerad av Vilius Aistis Vilimas

Översatt av Sam Saf

Uppläst av Soheil Rezazadeh

Språk persiska

Nivå Nivå 4

Läs hela berättelsen

Reading speed

Automatisk avspälning


اسم من مالکِ و سی و نه سالمه. من در افغانستان بدنیا اومدم. دین من با دین رایج افغانستان فرق می کنه.


سالهای سالِ که مردم هم کیش من تحت تعقیب بودن. این مسأله شرایط سختی برای خانواده من ایجاد کرده بود.


چند سال پیش اونجا جنگ بود. می‌ترسیدم که کشته بشم. من خانواده ام رو برای شروع یک زندگی جدید، ترک کردم و به اروپا رفتم.


من مسافت زیادی رو پیاده طی کردم. گاهی اوقات من نه غذایی برای خوردن و نه جایی برای موندن داشتم. بعضی از مردمی که با من در این سفر بودن، مردند.


بالاخره رسيدم. اونجا چند تا هموطن رو دیدم که بهم کمک کردن. نمی‌دونم بدون اونها من چیکار می کردم.


من شروع به یادگیری زبان کردم، اما سخت بود. من میدونستم که ياد‌ گرفتن زبان برای کار پیدا کردن، مهمه.


من چند سال اول رو به یادگیری زبان پرداختم. سخت بود، اما من از یاد گرفتن چیزهایی جدید لذت میبرم.


بعد از اتمام یادگیری زبان، من شروع به کار کردم. من اول در یک رستوران کار کردم و بعد از اون معلم شدم. چون من ميخوام به دیگران کمک کنم.


امیدوارم یک روز به افغانستان برگردم. اونجا مردم زیادی هستن که به کمک نیاز دارن، و من ميخوام به اونها کمک کنم.


Skriven av: LIDA Italia
Illustrerad av: Vilius Aistis Vilimas
Översatt av: Sam Saf
Uppläst av: Soheil Rezazadeh
Språk: persiska
Nivå: Nivå 4
Creative Commons Licens
Detta verk är licensierat under en Creative Commons Erkännande 4.0 Internationell Licens.
Valmöjligheter
Tillbaka till listan med berättelser Ladda ner PDF