کيپ احساس به خوردن میگي را میکند.
Kip gosta de comer noodles.
کیپ از يک رفيق خود می خواهد تا با همرایش شود.
Kip pergunta a um amigo se quer juntar-se a ele.
آنها پشت يک جای خوراکی می گردند.
Procuram um lugar para comer.
آنها جای را پیدا می کنند که میگي می فروشند.
Encontram um lugar que vende noodles.
کيپ و دوستش يک ميز خالی را پیدا می کنند.
Kip e o amigo encontram uma mesa.
آنها می شنین و خدمتگار را صدا می کنند.
Sentam-se e chamam pela empregada de mesa.
خدمتگار می آيد. کيپ اردر میگي را می کند.
A empregada de mesa vem. Kip pede noodles.
رفيق او هم فرمایش میگي را می کند.
O amigo também pede noodles.
هر دوی ایشان يک گيلاس آب می گیرند.
Ambos pedem um copo com água.
خدمتگار غذا را میارد.
A empregada de mesa traz a comida.
آنها در میگي نمک و سرکه اضافه می کنند و ميگي را شور میدهند.
Eles juntaram molho e sal, e mexeram os noodles.
کيپ و رفيق اش میگي را مي خورند. میگي بسیار لذیذ است.
Kip e o amigo comem os noodles. Estão deliciosos.
آنها بل پيسه را تحويل می کنند.
Pagam a conta.